اخبار ورزشی

زین‌الدین زیدان: داستان پرفراز و نشیب ظهور یک نابغه فوتبال

تیم ملی فرانسه به ویرانه‌ای سوزان تبدیل شده بود؛ تیمی از هم گسیخته و شکست‌خورده که مردمِ خیانت‌دیده با بی‌اعتمادی سردی به آن نگاه می‌کردند. ژرار هولیه استعفا داد و دستیارش، امه ژاکه، وارث این خرابه شد. ژاکه که به‌صورت موقت منصوب شده بود، تنها به‌عنوان یک سرپرست و مردی سخت‌گیر دیده می‌شد که وظیفه مدیریت یک دوران گذارِ نه‌چندان باشکوه را بر عهده داشت. فرانسه که قرار بود میزبان جام جهانی ۱۹۹۸ باشد، محکوم به شکست در خاک خود به نظر می‌رسید.

در ادامه با سایت شرط بندی معتبر همراه باشید.

اما ناگهان جرقه‌ای از نبوغ خالص زده شد؛ معجزه‌ای غیرمنتظره که نویدبخش تولد دوباره تیم بود. با این حال، این شروع خیره‌کننده به معنای ظهور فوری یک ابرستاره نبود، بلکه پرده اول از یک ادیسه چهار ساله بود که مسیری پرپیچ‌واخم و پر از تردید را رقم زد. چگونه این اعجوبه خجالتی از محله‌های شمالی مارسی توانست بر انتظارات فوق‌العاده سنگین، انتقادات تند و شیاطین درونی خود غلبه کند تا به رهبر بلامنازع و قهرمان ابدی ۱۹۹۸ تبدیل شود؟

  • جواهر کشف نشده: اولین حضور زیدان در پیراهن آبی تقریبا تصادفی بود. دعوت او برای بازی دوستانه مقابل جمهوری چک تصمیمی لحظه آخری از سوی ژاکه بود که به دلیل مصدومیت یوری ژورکائف و این واقعیت که بازی در بوردو (محل باشگاهی زیدان) برگزار می‌شد، تسهیل گردید. وقتی او پا به زمین گذاشت، به تیمی پیوست که هنوز تحت سلطه چهره‌های نسل قبل مانند اریک کانتونا بود و تضاد میان آن‌ها چشمگیر بود. فوتبال فرانسه به بن‌بست رسیده بود و این مرد جوان، با ظرافتی که انگار متعلق به زمان دیگری بود، گویی فراتر از آن فضای یأس‌آلود شناور بود. دو گل زیدان موجی عظیم از امید را برانگیخت. در کشوری که پس از نسل میشل پلاتینی یتیم شده بود، مردم زیدان را جانشین مورد انتظار و منجی‌ای می‌دیدند که قادر است زخم‌های تازه ترومای بلغارستان را التیام بخشد. اما واقعیت پیچیده‌تر بود. اگرچه استعداد فردی زیدان مشهود بود، تیم فرانسه همچنان شکننده بود و به بازسازی کامل نیاز داشت. ژاکه این را بهتر از هر کسی می‌دانست. او به‌جای تسلیم شدن در برابر شور و شعف عمومی، بلافاصله کلیدهای تیم را به اعجوبه جوانش نسپرد. برعکس، پس از آن شروع طوفانی، زیدان در بازی‌های بعدی به نیمکت بازگشت. این مدیریت محتاطانه پیامی روشن داشت: نبوغ، هرچقدر هم خیره‌کننده، باید در خدمت پروژه تیمی باشد. رسانه‌ها با وجود اذعان به استثنایی بودن او، همچنان زیدان را جوان، بی‌تجربه و دور از کاپیتانی توصیف می‌کردند. درخشش اولیه او انتظاراتی برای نجات فوری ایجاد کرد، اما این فشار هم نعمت بود و هم باری سنگین.
  • از امید تا یأس: پس از نوید درخشان در شروع، زیدان برای یافتن ثبات در تیم ملی تلاش می‌کرد. عملکردهای او نوسانی بود، اغلب متوسط توصیف می‌شد و گاهی بدون تأثیر واقعی بر بازی. نبوغ خاموش او نمی‌توانست خود را تحمیل کند و رسانه‌ها با تبدیل شدن امید اولیه به نوعی سرخوردگی، شروع به صحبت از هدر رفتن استعداد کردند. یورو ۹۶ در انگلیس قرار بود تورنمنت زیدان باشد؛ اولین صحنه بزرگی که انتظار می‌رفت او به عنوان رهبر فنی “آبی‌ها” ظهور کند. در عوض، او به نماد مشکلات تیم تبدیل شد. زیدانِ گمنام و تقریبا شبح‌وار، بدون اینکه هرگز خود را تحمیل کند در رقابت‌ها حضور داشت و برای مطبوعات بین‌المللی به یک شکست بزرگ تبدیل شد. فرانسه که بر پایه دفاعی آهنین بنا شده بود، به نیمه‌نهایی رسید، اما پیشرفت آن‌ها مدیون بازیسازشان نبود. هواداران و کارشناسان ناامید شدند و تردیدها در مورد توانایی زیدان برای رهبری تیم شدت گرفت. اما آنچه تقریبا هیچ‌کس نمی‌دانست، این بود که زیدان با مصدومیت بازی می‌کرد؛ چرا که مدت کوتاهی قبل از شروع مسابقات دچار تصادف شدید رانندگی شده بود. به گفته دوست و هم‌تیمی‌اش کریستوف دوگاری، بی‌ام‌و اجاره‌ای زیدان به شدت آسیب دید و در اثر ضربه، لگن زیدان به دنده برخورد کرد که باعث کوفتگی و هماتوم بسیار دردناکی شد. او متعاقبا کل تورنمنت را با آمادگی بدنی بسیار پایین‌تر از ۱۰۰ درصد بازی کرد و این مصدومیت پنهان، دیدگاه‌ها نسبت به عملکرد او را کاملا تغییر داد. این اتفاق یک شکست ورزشی ساده را به عملی از شجاعت خاموش تبدیل کرد و ایمان ژاکه را بیش از پیش برجسته ساخت، چرا که سرمربی از برنامه خود منحرف نشد. باور او به زیدان، که بسیاری آن را غیرقابل درک می‌دانستند، قمار کورکورانه نبود، بلکه اعتمادی عمیق به مردی بود که می‌دانست درد زیادی می‌کشد.
  • ساختن یک پروژه: ژاکه صرفا یک سرمربی نبود؛ او یک سازنده بود. وقتی اواخر سال ۱۹۹۳ هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت، چشم‌اندازی روشن داشت: ساختن تیمی قادر به قهرمانی در جام جهانی ۱۹۹۸ در خاک خود. روش او، برخلاف فوتبال شامپاینی دهه ۸۰، بر اصول غیرقابل مذاکره‌ای چون استحکام دفاعی نفوذناپذیر، انضباط تیمی آهنین و برنامه‌ریزی دقیق استوار بود تا کمترین چیز ممکن به شانس واگذار شود. برای اجرای پروژه‌اش، ژاکه جسورانه‌ترین و بحث‌برانگیزترین تصمیم دوران تصدی خود را گرفت و نمادهای دوران قبل را کنار گذاشت. در نتیجه، کانتونا، دیوید ژینولا و ژان-پیر پاپن به تدریج کنار گذاشته شدند. ژاکه احساس می‌کرد سبک کانتونا با طرح او همخوانی ندارد و ژینولا ریتمی را که او می‌خواست اعمال کند، مختل می‌کرد. این حرکت خصومت شدید مطبوعات را برای او به همراه داشت که ژاکه را متهم به کشتن زیبایی فوتبال می‌کردند. اما مربی محکم ایستاد زیرا می‌دانست می‌خواهد تیم را حول چه کسی بسازد. در قلب این فرانسه جدید، زیدان قرار داشت. ژاکه در او چیزی فراتر از استعداد ساده می‌دید؛ او در زیدان یک رهبر خاموش و بازیکنی را تشخیص داد که قادر است سطح اطرافیانش را بالا ببرد. ژاکه رودررو به زیدان گفت: «من با تو برای این رقابت‌ها آماده می‌شوم.» کل ساختار تیم طوری طراحی شده بود که به زیدان امنیت و آزادی عملی که برای شکوفایی نیاز داشت، بدهد. رابطه آن‌ها فراتر از حرفه‌ای بود؛ رابطه‌ای پدرانه بود. زیدان، که به عنوان مرد جوانی حساس توصیف می‌شد که نیاز به امنیت و اعتماد‌به‌نفس داشت، در ژاکه مربی کاملی یافت. این اعتماد، که منتقدان آن را کورکورانه می‌دانستند، سنگ بنای پروژه ۱۹۹۸ شد. این یک عملِ ایمانی به یک مرد بود، اما همچنین نتیجه تحلیل عمیق. برای پیروزی، فرانسه به پادشاهانی مانند کانتونا نیاز نداشت، بلکه به یک رهبر ارکستر نیاز داشت.
  • زوج طلایی: در ۱۱ اکتبر ۱۹۹۵، در بخارست، فرانسه با یک آزمون بزرگ روبرو شد: بازی مقدماتی یورو ۹۶ مقابل رومانی که پنج سال در خانه شکست نخورده بود. اما در آن شب، پروژه ژاکه واقعا شکل گرفت. در فضایی خصمانه، زیدان اولین کلاس درس استادانه خود را در پیراهن آبی ارائه داد. او کاتالیزور پیروزی ۳-۱ بود، یک پاس گل عالی برای کریستین کارمبو فراهم کرد و سپس خودش گل سوم را با یک نیم‌والی تماشایی به ثمر رساند. این مسابقه نقطه عطفی بود که در آن بازیکنی با پتانسیل عظیم سرانجام به رهبری تعیین‌کننده در صحنه بین‌المللی تبدیل شد. اگر بازی رومانی زیدانِ فردگرا را به نمایش گذاشت، هویت خلاقانه جدید “آبی‌ها” حول محور همکاری او با ژورکائف شکل گرفت. ژاکه این شم را داشت که بازی تهاجمی خود را حول این زوج بسازد و ترکیب آن‌ها در جریان پیروزی تاریخی ۱۰-۰ مقابل آذربایجان در سپتامبر ۱۹۹۵ منفجر شد؛ مسابقه‌ای که در آن زیدان و ژورکائف روی هم در هفت گل از ده گل نقش داشتند. این زوج یکدیگر را کامل می‌کردند. در سیستم ۱-۲-۳-۴ ژاکه، زیدان در سمت چپ متمایل بود و نبض بازی را در دست داشت. ژورکائف در نقش “نه و نیم” در سمت راست، به عنوان بازیکنی مستقیم‌تر و نفوذی‌تر، تمام‌کننده بود. در حالی که رسانه‌ها سعی می‌کردند آن‌ها را در مقابل هم قرار دهند، این دو مرد احترام متقابلی به هم داشتند. ایده ناسازگاری آن‌ها؟ زیدان بعدا آن را “مزخرف” خواند. بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۸، زیدان و ژورکائف در ۳۴ مسابقه برای فرانسه کنار هم بازی کردند؛ آن‌ها ۲۵ برد کسب کردند، ۹ تساوی داشتند و هرگز نباختند. این زوج روی هم ۲۲ گل و ۲۱ پاس گل ثبت کردند. این دو نفر صرفا ترکیبی کامل از ویژگی‌ها نبودند، بلکه ترجمه تاکتیکی فلسفه ژاکه بودند. با توزیع مسئولیت خلاقانه بین دو بازیکن، او از تله وابستگی به یک ستاره واحد اجتناب کرد و توازن تیمی را که برایش بسیار عزیز بود، حفظ کرد.
  • سقوط پیش از صعود: زیدان جام جهانی ۱۹۹۸ را به عنوان یک قهرمان فاتح آغاز نکرد. نمایش او در بازی افتتاحیه فرانسه مقابل آفریقای جنوبی قابل قبول بود و با یک پاس گل از کرنر همراه شد، اما خیره‌کننده نبود. فرانسه پیروز شد، اما ستاره‌اش هنوز درخشش چندانی نداشت. و در بازی دوم مقابل عربستان سعودی بود که همه چیز در آستانه فروپاشی قرار گرفت. در حالی که “آبی‌ها” به راحتی ۲-۰ پیش بودند، زیدانِ کلافه، روی فواد انور، کاپیتان عربستان لگد کرد. کارت قرمز فوری بود و جنبه تاریکی از خلق و خوی او را آشکار کرد، زیرا او به اولین بازیکن فرانسوی تاریخ تبدیل شد که در جام جهانی اخراج می‌شود. این کار باعث شد دیدیه دشان، کاپیتان تیم، پس از بازی علنا او را سرزنش کند؛ اگرچه همان جنبه تاریک، هشت سال بعد در آلمان دوباره ظاهر شد. مجازات سنگین بود؛ زیدان دو بازی محروم شد، به این معنی که بازی آخر گروهی فرانسه و مهم‌تر از آن، مرحله یک‌هشتم نهایی را از دست می‌داد. بنابراین، جایگاه او در تیم بسیار متزلزل شد. در مقابل پاراگوئه در مرحله حذفی، فرانسه مقابل دفاعی سرسخت به مشکل خورد و صعود خود را تنها مدیون “گل طلایی” لوران بلان در دقیقه ۱۱۴ بود. اگر آن توپ گل نمی‌شد، داستان کاملا متفاوت بود. زیدان به منفورترین فرد کشور تبدیل می‌شد، سپر بلایی برای حذف تحقیرآمیز در خاک خود. پرونده او یادآور دیوید بکهام در همان تورنمنت بود. ستاره انگلیسی که به خاطر ضربه لگد بچگانه به دیگو سیمئونه آرژانتینی اخراج شده بود، شاهد حذف تیمش در ضربات پنالتی بود و متعاقبا هدف کمپین نفرت ملی با خشونتی بی‌سابقه، شامل تهدید به مرگ و دار زدن عروسک‌هایش قرار گرفت. تیتر دیلی میرر – “۱۰ شیر قهرمان، یک پسربچه احمق” – سرنوشتی را خلاصه می‌کرد که زیدان به سختی از آن گریخت، چرا که تنها یک گل رستگاری را از مصلوب شدن جدا می‌کرد. این آزمون و این سقوطِ نزدیک، به‌طور متناقضی تیم فرانسه را تقویت کرد؛ تیمی که شخصیت خود را در غیاب او ثابت کرد و صحنه را برای رستگاری زیدان آماده نمود.
  • شبی که همه چیز تغییر کرد: در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۸، استاد دو فرانس منتظر تاج‌گذاری بود، اما نه برای میزبان. برزیل، قهرمان جهان، به رهبری رونالدوی پدیده، به عنوان بخت اول قهرمانی وارد فینال مقابل فرانسه شد. فضا الکتریکی بود، سرشار از امید و اضطراب یک ملت، در حالی که تشنج مرموز رونالدو ساعاتی قبل از شروع بازی، لایه دیگری از درام را به شبی تاریخی افزود. اما با سوت پایان، تیترها تنها به یک مرد تعلق داشت. زیدان که از محرومیت بازگشته بود، این صحنه را برای ورود به افسانه‌ها انتخاب کرد و این کار را با سلاحی غیرمنتظره انجام داد: سرِ خود. در دقیقه ۲۷، روی کرنر امانوئل پتی، او برخاست و توپ را به تور دوخت و باعث انفجار ورزشگاه شد. در وقت‌های تلف‌شده نیمه اول، فیلمنامه تکرار شد، البته این بار روی کرنر ژورکائف. در عرض ۴۵ دقیقه، زیدان هم تکلیف فینال و هم سرنوشت خود را تعیین کرده بود. بازیکن بااستعداد اما بی‌ثبات، به رهبری بی‌رحم تبدیل شده بود که مهم‌ترین عملکرد خود را در حیاتی‌ترین لحظه ارائه داد. او به شایستگی بهترین بازیکن زمین نام گرفت. گل دیرهنگام پتی پیروزی قاطع ۳-۰ و اولین قهرمانی جام جهانی در تاریخ فرانسه را مهر و موم کرد. با سوت پایان، موجی از شادمانی کشور را فرا گرفت. بیش از یک میلیون نفر به شانزلیزه سرازیر شدند تا در جشنی ملی شرکت کنند که بازتابی از تنوع جامعه فرانسه بود. چهره زیدان که بر طاق پیروزی (Arc de Triomphe) نقش بسته بود، به نماد فرانسه‌ی پیروز تبدیل شد، با دو کلمه‌ای که برای ابد حک شد: “مرسی زیزو”. ماهیت گل‌های او نمادین بود. آن‌ها کارهای انفرادی نبودند، بلکه اوج ضربات ایستگاهی و نهایت بیان کار تیمی بودند که ژاکه موعظه می‌کرد. بزرگترین تک‌نواز، از طریق قدرت ارکستر به شکوه رسیده بود.
  • از سایه به روشنایی: پیروزی ۱۹۹۸ برای زیدان نقطه پایان نبود، بلکه سکوی پرتاب بود. در عصر ۱۲ ژوئیه، بازیکن خجالتی و گاهی مرددِ سال‌های گذشته جای خود را به یک نماد جهانی داد؛ رهبری که اقتدار و کاریزمایش اکنون غیرقابل‌انکار بود. خود او سال‌ها بعد اذعان کرد: «آن شب زندگی من را کاملا تغییر داد.» این پیروزی نقطه شروع واقعی سلطنت او بود. تحت رهبری زیدان، فوتبال فرانسه وارد عصر طلایی خود شد. آن‌ها پیروزی در جام جهانی را با قهرمانی دیگری در یورو ۲۰۰۰ دنبال کردند، جایی که زیدان با تسلط کامل بهترین بازیکن تورنمنت شد. در سال ۲۰۰۶، دوباره این زیدان بود که پس از بازگشت از بازنشستگی ملی، تیمی را که هیچ‌کس انتظار نداشت تا فینال برود، بر دوش کشید و نفوذ خارق‌العاده و پایدار خود را ثابت کرد. میراث زیدان فراتر از زمین فوتبال است. پسر مهاجران الجزایری که در شهرک “لا کاستلان” در مارسی بزرگ شد، پیروزی‌اش به نمادی قدرتمند برای فرانسه‌ای چندفرهنگی تبدیل شد که به دنبال الگو بود. او به یک نماد بین‌نسلی و چهره‌ای تقریبا اساطیری تبدیل شد که قادر به متحد کردن یک ملت است. سفر او از ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ درسی جهانی ارائه می‌دهد. نبوغ به‌صورت آماده متولد نمی‌شود؛ باید ساخته شود، با آزمون‌ها صیقل یابد، با اعتماد تغذیه شود و با سختی‌ها آزمایش گردد. بدون تردیدهای سال‌های اولیه، بدون ایمان تزلزل‌ناپذیر ژاکه، و بدون رسواییِ نزدیکِ کارت قرمز، افسانه زیدان شاید هرگز وجود نداشت. سایه‌های موجود در صعود او، حوادثی در طول مسیر نبودند؛ آن‌ها اجزای ضروری بودند. در دنیایی که از نوابغ موفقیت فوری و بی‌نقص می‌طلبد، داستان زیدان یادآور قدرتمندی است که بزرگی اغلب میوه ساختنیِ کند، دردناک و عمیقا انسانی است.

جواهر کشف نشده

اولین حضور زیدان در پیراهن آبی تقریبا تصادفی بود. دعوت او برای بازی دوستانه مقابل جمهوری چک تصمیمی لحظه آخری از سوی ژاکه بود که به دلیل مصدومیت یوری ژورکائف و این واقعیت که بازی در بوردو (محل باشگاهی زیدان) برگزار می‌شد، تسهیل گردید.

وقتی او پا به زمین گذاشت، به تیمی پیوست که هنوز تحت سلطه چهره‌های نسل قبل مانند اریک کانتونا بود و تضاد میان آن‌ها چشمگیر بود. فوتبال فرانسه به بن‌بست رسیده بود و این مرد جوان، با ظرافتی که انگار متعلق به زمان دیگری بود، گویی فراتر از آن فضای یأس‌آلود شناور بود.

دو گل زیدان موجی عظیم از امید را برانگیخت. در کشوری که پس از نسل میشل پلاتینی یتیم شده بود، مردم زیدان را جانشین مورد انتظار و منجی‌ای می‌دیدند که قادر است زخم‌های تازه ترومای بلغارستان را التیام بخشد.

اما واقعیت پیچیده‌تر بود. اگرچه استعداد فردی زیدان مشهود بود، تیم فرانسه همچنان شکننده بود و به بازسازی کامل نیاز داشت. ژاکه این را بهتر از هر کسی می‌دانست. او به‌جای تسلیم شدن در برابر شور و شعف عمومی، بلافاصله کلیدهای تیم را به اعجوبه جوانش نسپرد. برعکس، پس از آن شروع طوفانی، زیدان در بازی‌های بعدی به نیمکت بازگشت.

این مدیریت محتاطانه پیامی روشن داشت: نبوغ، هرچقدر هم خیره‌کننده، باید در خدمت پروژه تیمی باشد. رسانه‌ها با وجود اذعان به استثنایی بودن او، همچنان زیدان را جوان، بی‌تجربه و دور از کاپیتانی توصیف می‌کردند. درخشش اولیه او انتظاراتی برای نجات فوری ایجاد کرد، اما این فشار هم نعمت بود و هم باری سنگین.

از امید تا یأس

پس از نوید درخشان در شروع، زیدان برای یافتن ثبات در تیم ملی تلاش می‌کرد. عملکردهای او نوسانی بود، اغلب متوسط توصیف می‌شد و گاهی بدون تأثیر واقعی بر بازی. نبوغ خاموش او نمی‌توانست خود را تحمیل کند و رسانه‌ها با تبدیل شدن امید اولیه به نوعی سرخوردگی، شروع به صحبت از هدر رفتن استعداد کردند.

یورو ۹۶ در انگلیس قرار بود تورنمنت زیدان باشد؛ اولین صحنه بزرگی که انتظار می‌رفت او به عنوان رهبر فنی “آبی‌ها” ظهور کند. در عوض، او به نماد مشکلات تیم تبدیل شد.

زیدانِ گمنام و تقریبا شبح‌وار، بدون اینکه هرگز خود را تحمیل کند در رقابت‌ها حضور داشت و برای مطبوعات بین‌المللی به یک شکست بزرگ تبدیل شد. فرانسه که بر پایه دفاعی آهنین بنا شده بود، به نیمه‌نهایی رسید، اما پیشرفت آن‌ها مدیون بازیسازشان نبود. هواداران و کارشناسان ناامید شدند و تردیدها در مورد توانایی زیدان برای رهبری تیم شدت گرفت.

اما آنچه تقریبا هیچ‌کس نمی‌دانست، این بود که زیدان با مصدومیت بازی می‌کرد؛ چرا که مدت کوتاهی قبل از شروع مسابقات دچار تصادف شدید رانندگی شده بود. به گفته دوست و هم‌تیمی‌اش کریستوف دوگاری، بی‌ام‌و اجاره‌ای زیدان به شدت آسیب دید و در اثر ضربه، لگن زیدان به دنده برخورد کرد که باعث کوفتگی و هماتوم بسیار دردناکی شد.

او متعاقبا کل تورنمنت را با آمادگی بدنی بسیار پایین‌تر از ۱۰۰ درصد بازی کرد و این مصدومیت پنهان، دیدگاه‌ها نسبت به عملکرد او را کاملا تغییر داد. این اتفاق یک شکست ورزشی ساده را به عملی از شجاعت خاموش تبدیل کرد و ایمان ژاکه را بیش از پیش برجسته ساخت، چرا که سرمربی از برنامه خود منحرف نشد. باور او به زیدان، که بسیاری آن را غیرقابل درک می‌دانستند، قمار کورکورانه نبود، بلکه اعتمادی عمیق به مردی بود که می‌دانست درد زیادی می‌کشد.

ساختن یک پروژه بزرگ

ژاکه صرفا یک سرمربی نبود؛ او یک سازنده بود. وقتی اواخر سال ۱۹۹۳ هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت، چشم‌اندازی روشن داشت: ساختن تیمی قادر به قهرمانی در جام جهانی ۱۹۹۸ در خاک خود. روش او، برخلاف فوتبال شامپاینی دهه ۸۰، بر اصول غیرقابل مذاکره‌ای چون استحکام دفاعی نفوذناپذیر، انضباط تیمی آهنین و برنامه‌ریزی دقیق استوار بود تا کمترین چیز ممکن به شانس واگذار شود.

برای اجرای پروژه‌اش، ژاکه جسورانه‌ترین و بحث‌برانگیزترین تصمیم دوران تصدی خود را گرفت و نمادهای دوران قبل را کنار گذاشت. در نتیجه، کانتونا، دیوید ژینولا و ژان-پیر پاپن به تدریج کنار گذاشته شدند. ژاکه احساس می‌کرد سبک کانتونا با طرح او همخوانی ندارد و ژینولا ریتمی را که او می‌خواست اعمال کند، مختل می‌کرد.

این حرکت خصومت شدید مطبوعات را برای او به همراه داشت که ژاکه را متهم به کشتن زیبایی فوتبال می‌کردند. اما مربی محکم ایستاد زیرا می‌دانست می‌خواهد تیم را حول چه کسی بسازد.

در قلب این فرانسه جدید، زیدان قرار داشت. ژاکه در او چیزی فراتر از استعداد ساده می‌دید؛ او در زیدان یک رهبر خاموش و بازیکنی را تشخیص داد که قادر است سطح اطرافیانش را بالا ببرد. ژاکه رودررو به زیدان گفت: «من با تو برای این رقابت‌ها آماده می‌شوم.» کل ساختار تیم طوری طراحی شده بود که به زیدان امنیت و آزادی عملی که برای شکوفایی نیاز داشت، بدهد.

رابطه آن‌ها فراتر از حرفه‌ای بود؛ رابطه‌ای پدرانه بود. زیدان، که به عنوان مرد جوانی حساس توصیف می‌شد که نیاز به امنیت و اعتماد‌به‌نفس داشت، در ژاکه مربی کاملی یافت. این اعتماد، که منتقدان آن را کورکورانه می‌دانستند، سنگ بنای پروژه ۱۹۹۸ شد. این یک عملِ ایمانی به یک مرد بود، اما همچنین نتیجه تحلیل عمیق. برای پیروزی، فرانسه به پادشاهانی مانند کانتونا نیاز نداشت، بلکه به یک رهبر ارکستر نیاز داشت.

football

زوج طلایی و بی‌نقص

در ۱۱ اکتبر ۱۹۹۵، در بخارست، فرانسه با یک آزمون بزرگ روبرو شد: بازی مقدماتی یورو ۹۶ مقابل رومانی که پنج سال در خانه شکست نخورده بود. اما در آن شب، پروژه ژاکه واقعا شکل گرفت.

در فضایی خصمانه، زیدان اولین کلاس درس استادانه خود را در پیراهن آبی ارائه داد. او کاتالیزور پیروزی ۳-۱ بود، یک پاس گل عالی برای کریستین کارمبو فراهم کرد و سپس خودش گل سوم را با یک نیم‌والی تماشایی به ثمر رساند. این مسابقه نقطه عطفی بود که در آن بازیکنی با پتانسیل عظیم سرانجام به رهبری تعیین‌کننده در صحنه بین‌المللی تبدیل شد.

این زوج یکدیگر را کامل می‌کردند. در سیستم ۱-۲-۳-۴ ژاکه، زیدان در سمت چپ متمایل بود و نبض بازی را در دست داشت. ژورکائف در نقش “نه و نیم” در سمت راست، به عنوان بازیکنی مستقیم‌تر و نفوذی‌تر، تمام‌کننده بود. در حالی که رسانه‌ها سعی می‌کردند آن‌ها را در مقابل هم قرار دهند، این دو مرد احترام متقابلی به هم داشتند. ایده ناسازگاری آن‌ها؟ زیدان بعدا آن را “مزخرف” خواند.

سقوط پیش از صعود

زیدان جام جهانی ۱۹۹۸ را به عنوان یک قهرمان فاتح آغاز نکرد. نمایش او در بازی افتتاحیه فرانسه مقابل آفریقای جنوبی قابل قبول بود و با یک پاس گل از کرنر همراه شد، اما خیره‌کننده نبود. فرانسه پیروز شد، اما ستاره‌اش هنوز درخشش چندانی نداشت.

و در بازی دوم مقابل عربستان سعودی بود که همه چیز در آستانه فروپاشی قرار گرفت. در حالی که “آبی‌ها” به راحتی ۲-۰ پیش بودند، زیدانِ کلافه، روی فواد انور، کاپیتان عربستان لگد کرد. کارت قرمز فوری بود و جنبه تاریکی از خلق و خوی او را آشکار کرد، زیرا او به اولین بازیکن فرانسوی تاریخ تبدیل شد که در جام جهانی اخراج می‌شود. این کار باعث شد دیدیه دشان، کاپیتان تیم، پس از بازی علنا او را سرزنش کند؛ اگرچه همان جنبه تاریک، هشت سال بعد در آلمان دوباره ظاهر شد.

مجازات سنگین بود؛ زیدان دو بازی محروم شد، به این معنی که بازی آخر گروهی فرانسه و مهم‌تر از آن، مرحله یک‌هشتم نهایی را از دست می‌داد. بنابراین، جایگاه او در تیم بسیار متزلزل شد.

این آزمون و این سقوطِ نزدیک، به‌طور متناقضی تیم فرانسه را تقویت کرد؛ تیمی که شخصیت خود را در غیاب او ثابت کرد و صحنه را برای رستگاری زیدان آماده نمود.

شبی که همه چیز تغییر کرد

در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۸، استاد دو فرانس منتظر تاج‌گذاری بود، اما نه برای میزبان. برزیل، قهرمان جهان، به رهبری رونالدوی پدیده، به عنوان بخت اول قهرمانی وارد فینال مقابل فرانسه شد.

فضا الکتریکی بود، سرشار از امید و اضطراب یک ملت، در حالی که تشنج مرموز رونالدو ساعاتی قبل از شروع بازی، لایه دیگری از درام را به شبی تاریخی افزود. اما با سوت پایان، تیترها تنها به یک مرد تعلق داشت.

زیدان که از محرومیت بازگشته بود، این صحنه را برای ورود به افسانه‌ها انتخاب کرد و این کار را با سلاحی غیرمنتظره انجام داد: سرِ خود. در دقیقه ۲۷، روی کرنر امانوئل پتی، او برخاست و توپ را به تور دوخت و باعث انفجار ورزشگاه شد. در وقت‌های تلف‌شده نیمه اول، فیلمنامه تکرار شد، البته این بار روی کرنر ژورکائف.

در عرض ۴۵ دقیقه، زیدان هم تکلیف فینال و هم سرنوشت خود را تعیین کرده بود. بازیکن بااستعداد اما بی‌ثبات، به رهبری بی‌رحم تبدیل شده بود که مهم‌ترین عملکرد خود را در حیاتی‌ترین لحظه ارائه داد. او به شایستگی بهترین بازیکن زمین نام گرفت.

از سایه به روشنایی

پیروزی ۱۹۹۸ برای زیدان نقطه پایان نبود، بلکه سکوی پرتاب بود. در عصر ۱۲ ژوئیه، بازیکن خجالتی و گاهی مرددِ سال‌های گذشته جای خود را به یک نماد جهانی داد؛ رهبری که اقتدار و کاریزمایش اکنون غیرقابل‌انکار بود. خود او سال‌ها بعد اذعان کرد: «آن شب زندگی من را کاملا تغییر داد.» این پیروزی نقطه شروع واقعی سلطنت او بود.

تحت رهبری زیدان، فوتبال فرانسه وارد عصر طلایی خود شد. آن‌ها پیروزی در جام جهانی را با قهرمانی دیگری در یورو ۲۰۰۰ دنبال کردند، جایی که زیدان با تسلط کامل بهترین بازیکن تورنمنت شد. در سال ۲۰۰۶، دوباره این زیدان بود که پس از بازگشت از بازنشستگی ملی، تیمی را که هیچ‌کس انتظار نداشت تا فینال برود، بر دوش کشید و نفوذ خارق‌العاده و پایدار خود را ثابت کرد.

میراث زیدان فراتر از زمین فوتبال است. پسر مهاجران الجزایری که در شهرک “لا کاستلان” در مارسی بزرگ شد، پیروزی‌اش به نمادی قدرتمند برای فرانسه‌ای چندفرهنگی تبدیل شد که به دنبال الگو بود. او به یک نماد بین‌نسلی و چهره‌ای تقریبا اساطیری تبدیل شد که قادر به متحد کردن یک ملت است.

سفر او از ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ درسی جهانی ارائه می‌دهد. نبوغ به‌صورت آماده متولد نمی‌شود؛ باید ساخته شود، با آزمون‌ها صیقل یابد، با اعتماد تغذیه شود و با سختی‌ها آزمایش گردد. بدون تردیدهای سال‌های اولیه، بدون ایمان تزلزل‌ناپذیر ژاکه، و بدون رسواییِ نزدیکِ کارت قرمز، افسانه زیدان شاید هرگز وجود نداشت.

سایه‌های موجود در صعود او، حوادثی در طول مسیر نبودند؛ آن‌ها اجزای ضروری بودند. در دنیایی که از نوابغ موفقیت فوری و بی‌نقص می‌طلبد، داستان زیدان یادآور قدرتمندی است که بزرگی اغلب میوه ساختنیِ کند، دردناک و عمیقا انسانی است.

🚀 وقت برنده شدنه!

مطمئن‌ترین سایت شرط‌بندی با واریز آنی جوایز

ورود به سایت شرط بندی معتبر

شبنم

شبنم هستم ۲۵ ساله تو تیم تحرریه شرط 724 . اخبار جذاب فوتبالی رو ترجمه میکنم و منتشر میکنم.و علاقه مند به دنیای شرط بندی و علاقه مند به تیم بارسلونا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ثبت نام فوری و دریافت بونوس 100 دلاری