وین رونی حق داشت: ستارههای ۲۰۰۸ منچستریونایتد، آرسنالِ آرتتا را «له» میکردند!

آرسنال زیر نظر میکل آرتتا بهترین فصل خود در ۲۲ سال اخیر را تجربه میکند و ضمن ایجاد اختلاف هفت امتیازی در صدر جدول لیگ برتر، با پیروزی در تمام هفت بازی خود در لیگ قهرمانان اروپا، صدرنشین مرحله گروهی شده است. توپچیها همچنین یک پای خود را در فینال جام اتحادیه (Carabao Cup) میبینند و انتظار میرود به مراحل پایانی جام حذفی نیز برسند.
نمیتوان احتمال درو کردن تمام جامها را رد کرد، زیرا آرسنال با برخورداری از عمق ترکیب فوقالعاده در تمام نقاط زمین، یک گام جلوتر از تمام رقبای خود به نظر میرسد. آخرین نمایش قدرت آنها در قالب پیروزی ۳-۱ مقابل اینتر، فینالیست فصل گذشته لیگ قهرمانان و صدرنشین فعلی سری آ ایتالیا، رقم خورد.
پس از بازی، کریستین چیوو، سرمربی اینتر اعتراف کرد که تیمش نتوانست با شدت بازی توپچیها برابری کند و به “غرور” موجود در بازی آنها اشاره کرد که یکی از ویژگیهای بارز یک تیم بزرگ است. اما تا زمانی که آرسنال عملاً یک جام معتبر را بالای سر نبرد، نمیتوان آنها را در آن طبقهبندی قرار داد. ما هنوز در ماه ژانویه هستیم و تیم آرتتا در سالهای اخیر عادت کرده است که در کورس نهایی فصل کم بیاورد و سوخت تمام کند.
بسیاری از هواداران و بازیکنان سابق، از جمله تئو والکات، خیلی زود جشن گرفتهاند. والکات هنگام پوشش بازی اینتر برای شبکه آمازون پرایم ویدئو، جرأت کرد از وین رونی بپرسد که این تیم آرسنال در مقایسه با کلاس ۲۰۰۸ منچستریونایتد در چه جایگاهی قرار میگیرد. رونی چنان سریع پاسخ داد که والکات را به خندهای عصبی واداشت؛ او تنها چهار کلمه گفت: «آره، ما لهشون میکردیم.»
اسطوره یونایتد کاملاً درست میگفت و زد به هدف. حتی مقایسه کردن این دو تیم توسط والکات توهینآمیز بود و او سزاوار چنین پاسخ قاطعانهای بود.
- فندرسار کاملتر از رایاداوید رایا بدون شک مطمئنترین شماره یک آرسنال پس از پتر چک است و با دریافت تنها ۱۴ گل در لیگ برتر تا به امروز، در مسیر کسب سومین دستکش طلایی پیاپی خود قرار دارد. این دروازهبان اسپانیایی یک دروازهبان-سوییپر عالی با رفلکسها و مهارتهای توزیع توپ فوقالعاده است که او را برای بازیسازی توپچیها حیاتی کرده است.با این حال، یک چیز کم دارد: توانایی تسلط بر محوطه جریمه خود. در تضاد کامل، این همیشه بزرگترین نقطه قوت ادوین فندرسار بود. این هلندی بلندقامت، مظهر اقتدار ذاتی بود و ضربات شروع مجدد را به راحتی از هوا میقاپید و عملاً آن مسیر گلزنی را برای حریفان مسدود میکرد. او همچنین در تمام بخشهای دیگر با رایا برابر، اگر نگوییم بهتر بود. او دروازه را پر میکرد و مهارهای حیاتی بیشماری در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۸ انجام داد که معروفترین آنها در ضربات پنالتی فینال لیگ قهرمانان مقابل چلسی بود، جایی که او با مهارت پنالتی نیکولا آنلکا را دفع کرد تا جام را برای یونایتد به ارمغان بیاورد.
- پرونده دفاعیبا تمام این اوصاف، دیدن چارچوب دروازه رایا کار آسانی نیست. آرسنال در این فصل تاکنون ۱۸ بار کلینشیت کرده است که عمدتاً مدیون تسلط زوج دفاع میانی گابریل ماگالائش و ویلیام سالیبا است. هر دو نفر سریع، قدرتمند و مسلط بر توپ هستند و درکی تلهپاتیک از یکدیگر پیدا کردهاند که آنها را حریف هر واحد تهاجمی میکند.ریو فردیناند و نمانیا ویدیچ رابطهای مشابه داشتند و تقابل آنها با گابریل و سالیبا میتوانست آتشبازی به راه بیندازد. در موقعیتهای توپ مرده، هر نبردی بین ویدیچ و گابریل بسیار جذاب میشد زیرا هر دو مایلند جانشان را برای توپ بدهند. اگر کسی میتوانست گابریل را از اعمال نفوذ معمولش در محوطه جریمه حریف باز دارد، آن ویدیچ بود، در حالی که فردیناند در بحث جایگیری همتایی نداشت. توپچیها شاید در مواقعی میتوانستند دور فندرسار را شلوغ کنند، اما ویدیچ و فردیناند آماده بودند تا وارد عمل شده و تهدید ضربات شروع مجدد آنها را خنثی کنند. این همچنین یکی از تخصصهای یونایتد مدل ۲۰۰۷-۰۸ بود که بیش از هر تیم دیگری در آن فصل لیگ برتر از روی کرنر گل زد (۱۵ گل).آرسنال باید در سمت دیگر زمین با تهدیدی به نام پاتریس اورا نیز مقابله میکرد. این مدافع چپ نفوذی برای ضدحملات سریع یونایتد حیاتی بود و اغلب در فشردهترین بازیها تفاوت را رقم میزد. یورین تیمبر به همان اندازه سریع و از نظر تکنیکی نرم است، اما هنوز محصول نهایی مشابهی ندارد. تصور اینکه بوکایو ساکا و تیمبر بتوانند اورا را در اوج حرکتش مهار کنند دشوار است، در حالی که او یکی از چندین بازیکن پرانرژی و تهاجمی در صفوف یونایتد بود که در کنار امثال وس براون، دارن فلچر و پارک جی-سونگ اطمینان حاصل میکردند که خودشان به ندرت در ضدحملات غافلگیر شوند.
- استادی اسکولز و کریک آرتتا در این فصل سیستم ۴-۳-۳ را با مارتین اودگارد، خرید تابستانی مارتین زوبیمندی و دکلان رایس به عنوان هافبکهای انتخاب اول خود ترجیح داده است. این مثلث پویا عملکردی درخشان داشتهاند؛ اودگارد به عنوان بازیساز اصلی، زوبیمندی کنترلکننده ریتم و رایس به عنوان تخریبکننده بازی حریف، اما یونایتد ابزارهای لازم برای غلبه بر آنها را داشت.یونایتد معمولاً با آرایش ۴-۴-۲ با سیالیت موقعیتی فوقالعادهای به میدان میرفت. مایکل کریک و پل اسکولز اغلب در بزرگترین بازیها نقشهای نگهدارنده را بر عهده داشتند و یونایتد غالباً برای دفاع آرایش ۴-۵-۱ به خود میگرفت تا اطمینان حاصل کند که هرگز در میانه میدان از نظر تعداد کم نمیآورند. کریک و اسکولز بسته به اینکه فرگوسن کدام نقش را اولویت دهد، به همان اندازه قادر بودند که رایس را از نظر فیزیکی مغلوب کنند، مسیر تغذیه اودگارد را قطع کنند و زمان مالکیت توپ زوبیمندی را محدود کنند. و به عنوان دو تن از بزرگترین پاسورهایی که لیگ برتر تا به حال به خود دیده است، کیفیت لازم برای بازی زیر پرس آرسنال را داشتند.فرگوسن نیاز داشت تا به اسکولز ۳۴ ساله سیستم چرخشی بدهد تا پاهایش را تازه نگه دارد، اما یونایتد پوشش زیادی داشت؛ فلچر، اوون هارگریوز و اندرسون همگی در نوع خود توپربایان ماهری بودند.آرتتا آرسنال را به تیمی بسیار فشرده تبدیل کرده است و آنها بیوقفه تلاش میکنند تا حریفان را به کنارهها ببرند، که دلیل اصلی استحکام آنهاست. اما شیاطین سرخ فصل ۰۷-۰۸ ترکیبی عالی از خلاقیت و سرسختی برای برهم زدن برنامه بازی توپچیها را در اختیار داشتند.
- بهترین حمله در تاریخ لیگ برترآرتتا از ثروت تهاجمی فراوانی برخوردار است، اما نسخه جدید آرسنالِ او بیشتر کاربردی است تا روان و شناور. این تا حدودی دلیل آن است که ویکتور گیوکرس از زمان انتقالش از اسپورتینگ لیسبون دچار مشکل شده است، چرا که بسیاری از فرارهای هوشمندانه او به پشت مدافعان نادیده گرفته میشود، در حالی که آمار گل و پاس گل برای مهرههای قدیمیتر مانند ساکا و گابریل مارتینلی به طور قابل توجهی نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته است.توپچیها به دنبال برتریهای جزئی برای پیروزی در مسابقات هستند تا اینکه بیمحابا حمله کنند، احتمالاً به این دلیل که آرتتا آگاه است که زمانی که سعی میکردند فوتبال بازتری ارائه دهند، در برابر منچسترسیتی و لیورپول دوم شدند. یونایتد هرگز زیر بار چنین شک و تردیدی نسبت به خود نبود.فلسفه تمامعیار فرگوسن، شیاطین سرخ را به ترسناکترین تیم کشور تبدیل کرد. او حداکثر کارایی را از خط حملهای گرانقیمت متشکل از رونی، کارلوس توس و کریستیانو رونالدو گرفت. بیرحمی این مثلث در یکسوم نهایی چنان بود که لوئیس ساها، یک گلزن برتر لیگ برتر که در اکثر تیمهای دیگر بازیکن ثابت بود، به ندرت فرصت بازی پیدا میکرد.توس معمولاً در خط مقدم بود و با پرس کردن مداوم و تمامکنندگی غریزیاش کابوسی برای مدافعان بود. رونی در نقشی آزاد عقبتر میآمد که به او اجازه میداد تمام وسعت استعدادهای خلاقانهاش را به نمایش بگذارد و رونالدو پست وینگر را بازتعریف کرد و به عنوان گلزن اصلی یونایتد، آمار خیرهکننده ۴۲ گل در تمام رقابتها را ثبت کرد.فرگوسن همچنین میتوانست روی رایان گیگز کهنهکار حساب کند که بازی خود را به طرز درخشانی برای بازی در مرکز خط میانی تطبیق داده بود، و نانی، هموطن پرتغالی و مرموز رونالدو، که او هم میل به خلق لحظات نبوغآمیز برای پیروزی در مسابقه داشت.یونایتد در فاز انتقال کاملاً برقآسا بود و میتوانست به روشهای مختلف به تیمها ضربه بزند، و آرسنالِ آرسن ونگر از جمله تیمهایی بود که تسلیم اراده آنها شد. آنها در یک بازی هیجانانگیز در لیگ در ورزشگاه امارات به تساوی ۲-۲ رسیدند، اما مردان فرگوسن در بازی برگشت در اولدترافورد ۲-۱ پیروز شدند و توپچیها را در دور پنجم جام حذفی ۴-۰ در هم کوبیدند.
- قدرت ترکیببا تمام این اوصاف، آرتتا با ترکیب عمیقتری کار میکند. آرسنال در هر پست حداقل دو بازیکن نخبه دارد و بنابراین ظرفیت مقابله با مصدومیتها را بهتر از هر تیم دیگری در اروپا دارد.در واقع، اودگارد، نونی مادوکه، کای هاورتز و کریستین نورگارد همگی در بازی چهارشنبه مقابل اینتر تعویضیهای استفادهنشده بودند، در حالی که رایس، گابریل، مارتینلی، گیوکرس و بن وایت پس از ساعت اول بازی وارد زمین شدند. تیم دوم آرتتا از نظر کیفیت کلی فاصله زیادی با تیم اولش ندارد.فرگوسن چنین تجملی نداشت، اما این موضوع اهمیتی نداشت زیرا او در انتخاب تیمش بسیار باهوش بود. در دو سوم جلوی زمین، او از تغییرات یک گروه هستهای متشکل از توس، رونی، رونالدو، گیگز، اسکولز، اندرسون و هارگریوز استفاده میکرد. فقط خط دفاعی بود که در اکثر مواقع دستنخورده باقی میماند و با براون تکمیل میشد.اکثر ستارههای یونایتد به طور منظم استراحت میکردند و زمانی که تعداد نفرات کم بود، نانی، فلچر، جان اوشی، پارک، ساها و جرارد پیکه میتوانستند وارد شوند. مانند آرسنالِ کنونی، هیچ نقطه ضعف آشکاری در هیچ مقطعی از فصل وجود نداشت. بنابراین آرتتا نمیتوانست با هیچ تعویض حین بازی بر فرگوسن برتری پیدا کند.
- برتری ذهنی فرگوسنرویارویی آرتتا با فرگوسن در کنار زمین یک نبرد کاملاً نابرابر است، تمام. فرگوسن در سال ۲۰۰۸ بیست و یکمین سال سلطنت باشکوه خود در اولدترافورد را سپری میکرد و هنر کسب نتایج مثبت در فصلهای پیاپی را به کمال رسانده بود. او همچنین سومین تیم واقعاً بزرگ دوران خود در باشگاه را ساخته بود و یونایتد را بالاتر از آرسنال و چلسی به صدر فوتبال انگلیس بازگردانده بود.فرگوسن یک برنده سریالی بود که از لحظه عبور بازیکنانش از خط سفید زمین، ۱۰۰ درصد توان آنها را طلب میکرد. او همچنین استاد بازیهای روانی بود و تصور اینکه او آرتتای بیش از حد احساساتی را به هم بریزد آسان است.سرمربی توپچیها ثابت کرده که مربی فوقالعادهای است، اما هنوز نمیتوان او را یک مدیر در کلاس جهانی دانست. با وجود تمام پیشرفتهایی که به عنوان یک تیم داشتهاند، یک جام حذفی در شش سال برای باشگاهی به بزرگی آرسنال کافی نیست و رویکرد محتاطانه آرتتا در مهمترین بازیها یکی از دلایل اصلی خاک خوردن قفسه جامهاست.در واقع، به نظر میرسد او هنوز درسش را یاد نگرفته است. آرسنال در ماه آگوست ۱-۰ به لیورپول در آنفیلد باخت و تنها توانست به تساوی ۰-۰ مقابل مدافع عنوان قهرمانی رو به افول در امارات دست یابد، در حالی که در خانه مقابل سیتی نیز با تساوی ۱-۱ متوقف شد. شما میتوانید تنش را در زبان بدن آرتتا در این بازیها ببینید، در حالی که فرگوسن از آنها لذت میبرد. او ذهنیت محاصرهای ایجاد میکرد که بازیکنان یونایتد را به حیواناتی وحشی تبدیل میکرد که تا زمانی که تکه گوشت خود را نمیگرفتند راضی نمیشدند. یک تساوی در چشمان فرگوسن به بدی یک شکست بود.رونی نماد درخشان آن روحیه تیمی خشن بود، و بنابراین اگر او میگوید یونایتد سربازان آرتتا را له میکرد، بهتر است باورش کنید. تا زمانی که سرمربی آرسنال موفقیت ملموسی ارائه نکند، عاقلانه است که تمام کسانی که به باشگاه متصل هستند از دامن زدن به بحثهای میراث و مقایسه تاریخی خودداری کنند.
فندرسار کاملتر از رایا
پرونده دفاعی
ریو فردیناند و نمانیا ویدیچ رابطهای مشابه داشتند و تقابل آنها با گابریل و سالیبا میتوانست آتشبازی به راه بیندازد. در موقعیتهای توپ مرده، هر نبردی بین ویدیچ و گابریل بسیار جذاب میشد زیرا هر دو مایلند جانشان را برای توپ بدهند. اگر کسی میتوانست گابریل را از اعمال نفوذ معمولش در محوطه جریمه حریف باز دارد، آن ویدیچ بود، در حالی که فردیناند در بحث جایگیری همتایی نداشت.
آرسنال باید در سمت دیگر زمین با تهدیدی به نام پاتریس اورا نیز مقابله میکرد. این مدافع چپ نفوذی برای ضدحملات سریع یونایتد حیاتی بود و اغلب در فشردهترین بازیها تفاوت را رقم میزد. یورین تیمبر به همان اندازه سریع و از نظر تکنیکی نرم است، اما هنوز محصول نهایی مشابهی ندارد. تصور اینکه بوکایو ساکا و تیمبر بتوانند اورا را در اوج حرکتش مهار کنند دشوار است، در حالی که او یکی از چندین بازیکن پرانرژی و تهاجمی در صفوف یونایتد بود که در کنار امثال وس براون، دارن فلچر و پارک جی-سونگ اطمینان حاصل میکردند که خودشان به ندرت در ضدحملات غافلگیر شوند.
استادی اسکولز و کریک
آرتتا در این فصل سیستم ۴-۳-۳ را با مارتین اودگارد، خرید تابستانی مارتین زوبیمندی و دکلان رایس به عنوان هافبکهای انتخاب اول خود ترجیح داده است. این مثلث پویا عملکردی درخشان داشتهاند؛ اودگارد به عنوان بازیساز اصلی، زوبیمندی کنترلکننده ریتم و رایس به عنوان تخریبکننده بازی حریف، اما یونایتد ابزارهای لازم برای غلبه بر آنها را داشت.
یونایتد معمولاً با آرایش ۴-۴-۲ با سیالیت موقعیتی فوقالعادهای به میدان میرفت. مایکل کریک و پل اسکولز اغلب در بزرگترین بازیها نقشهای نگهدارنده را بر عهده داشتند و یونایتد غالباً برای دفاع آرایش ۴-۵-۱ به خود میگرفت تا اطمینان حاصل کند که هرگز در میانه میدان از نظر تعداد کم نمیآورند.
کریک و اسکولز بسته به اینکه فرگوسن کدام نقش را اولویت دهد، به همان اندازه قادر بودند که رایس را از نظر فیزیکی مغلوب کنند، مسیر تغذیه اودگارد را قطع کنند و زمان مالکیت توپ زوبیمندی را محدود کنند. و به عنوان دو تن از بزرگترین پاسورهایی که لیگ برتر تا به حال به خود دیده است، کیفیت لازم برای بازی زیر پرس آرسنال را داشتند.
فرگوسن نیاز داشت تا به اسکولز ۳۴ ساله سیستم چرخشی بدهد تا پاهایش را تازه نگه دارد، اما یونایتد پوشش زیادی داشت؛ فلچر، اوون هارگریوز و اندرسون همگی در نوع خود توپربایان ماهری بودند.
آرتتا آرسنال را به تیمی بسیار فشرده تبدیل کرده است و آنها بیوقفه تلاش میکنند تا حریفان را به کنارهها ببرند، که دلیل اصلی استحکام آنهاست. اما شیاطین سرخ فصل ۰۷-۰۸ ترکیبی عالی از خلاقیت و سرسختی برای برهم زدن برنامه بازی توپچیها را در اختیار داشتند.

بهترین خط حمله تاریخ لیگ برتر
توپچیها به دنبال برتریهای جزئی برای پیروزی در مسابقات هستند تا اینکه بیمحابا حمله کنند، احتمالاً به این دلیل که آرتتا آگاه است که زمانی که سعی میکردند فوتبال بازتری ارائه دهند، در برابر منچسترسیتی و لیورپول دوم شدند. یونایتد هرگز زیر بار چنین شک و تردیدی نسبت به خود نبود.
فلسفه تمامعیار فرگوسن، شیاطین سرخ را به ترسناکترین تیم کشور تبدیل کرد. او حداکثر کارایی را از خط حملهای گرانقیمت متشکل از رونی، کارلوس توس و کریستیانو رونالدو گرفت. بیرحمی این مثلث در یکسوم نهایی چنان بود که لوئیس ساها، یک گلزن برتر لیگ برتر که در اکثر تیمهای دیگر بازیکن ثابت بود، به ندرت فرصت بازی پیدا میکرد.
فرگوسن همچنین میتوانست روی رایان گیگز کهنهکار حساب کند که بازی خود را به طرز درخشانی برای بازی در مرکز خط میانی تطبیق داده بود، و نانی، هموطن پرتغالی و مرموز رونالدو، که او هم میل به خلق لحظات نبوغآمیز برای پیروزی در مسابقه داشت.
یونایتد در فاز انتقال کاملاً برقآسا بود و میتوانست به روشهای مختلف به تیمها ضربه بزند، و آرسنالِ آرسن ونگر از جمله تیمهایی بود که تسلیم اراده آنها شد. آنها در یک بازی هیجانانگیز در لیگ در ورزشگاه امارات به تساوی ۲-۲ رسیدند، اما مردان فرگوسن در بازی برگشت در اولدترافورد ۲-۱ پیروز شدند و توپچیها را در دور پنجم جام حذفی ۴-۰ در هم کوبیدند.
قدرت ترکیب
با تمام این اوصاف، آرتتا با ترکیب عمیقتری کار میکند. آرسنال در هر پست حداقل دو بازیکن نخبه دارد و بنابراین ظرفیت مقابله با مصدومیتها را بهتر از هر تیم دیگری در اروپا دارد.
در واقع، اودگارد، نونی مادوکه، کای هاورتز و کریستین نورگارد همگی در بازی چهارشنبه مقابل اینتر تعویضیهای استفادهنشده بودند، در حالی که رایس، گابریل، مارتینلی، گیوکرس و بن وایت پس از ساعت اول بازی وارد زمین شدند. تیم دوم آرتتا از نظر کیفیت کلی فاصله زیادی با تیم اولش ندارد.
فرگوسن چنین تجملی نداشت، اما این موضوع اهمیتی نداشت زیرا او در انتخاب تیمش بسیار باهوش بود. در دو سوم جلوی زمین، او از تغییرات یک گروه هستهای متشکل از توس، رونی، رونالدو، گیگز، اسکولز، اندرسون و هارگریوز استفاده میکرد. فقط خط دفاعی بود که در اکثر مواقع دستنخورده باقی میماند و با براون تکمیل میشد.
اکثر ستارههای یونایتد به طور منظم استراحت میکردند و زمانی که تعداد نفرات کم بود، نانی، فلچر، جان اوشی، پارک، ساها و جرارد پیکه میتوانستند وارد شوند. مانند آرسنالِ کنونی، هیچ نقطه ضعف آشکاری در هیچ مقطعی از فصل وجود نداشت. بنابراین آرتتا نمیتوانست با هیچ تعویض حین بازی بر فرگوسن برتری پیدا کند.
برتری ذهنی فرگوسن
رویارویی آرتتا با فرگوسن در کنار زمین یک نبرد کاملاً نابرابر است، تمام. فرگوسن در سال ۲۰۰۸ بیست و یکمین سال سلطنت باشکوه خود در اولدترافورد را سپری میکرد و هنر کسب نتایج مثبت در فصلهای پیاپی را به کمال رسانده بود. او همچنین سومین تیم واقعاً بزرگ دوران خود در باشگاه را ساخته بود و یونایتد را بالاتر از آرسنال و چلسی به صدر فوتبال انگلیس بازگردانده بود.
فرگوسن یک برنده سریالی بود که از لحظه عبور بازیکنانش از خط سفید زمین، ۱۰۰ درصد توان آنها را طلب میکرد. او همچنین استاد بازیهای روانی بود و تصور اینکه او آرتتای بیش از حد احساساتی را به هم بریزد آسان است.
سرمربی توپچیها ثابت کرده که مربی فوقالعادهای است، اما هنوز نمیتوان او را یک مدیر در کلاس جهانی دانست. با وجود تمام پیشرفتهایی که به عنوان یک تیم داشتهاند، یک جام حذفی در شش سال برای باشگاهی به بزرگی آرسنال کافی نیست و رویکرد محتاطانه آرتتا در مهمترین بازیها یکی از دلایل اصلی خاک خوردن قفسه جامهاست.
در واقع، به نظر میرسد او هنوز درسش را یاد نگرفته است. آرسنال در ماه آگوست ۱-۰ به لیورپول در آنفیلد باخت و تنها توانست به تساوی ۰-۰ مقابل مدافع عنوان قهرمانی رو به افول در امارات دست یابد، در حالی که در خانه مقابل سیتی نیز با تساوی ۱-۱ متوقف شد. شما میتوانید تنش را در زبان بدن آرتتا در این بازیها ببینید، در حالی که فرگوسن از آنها لذت میبرد. او ذهنیت محاصرهای ایجاد میکرد که بازیکنان یونایتد را به حیواناتی وحشی تبدیل میکرد که تا زمانی که تکه گوشت خود را نمیگرفتند راضی نمیشدند. یک تساوی در چشمان فرگوسن به بدی یک شکست بود.
رونی نماد درخشان آن روحیه تیمی خشن بود، و بنابراین اگر او میگوید یونایتد سربازان آرتتا را له میکرد، بهتر است باورش کنید. تا زمانی که سرمربی آرسنال موفقیت ملموسی ارائه نکند، عاقلانه است که تمام کسانی که به باشگاه متصل هستند از دامن زدن به بحثهای میراث و مقایسه تاریخی خودداری کنند.




